پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۶۹

سلیمان را جز این تن اهرمن نیست

که جان را دشمن جانی، چو تن نیست

بود زندان جان، خاکی تن ما

که زندان مور را غیر از لگن نیست

بگیر از خویشتن خود را که در عشق

حجاب خویشتن جز خویشتن نیست

بکن این گور و بردار این کفن را

که این مرده سزای این کفن نیست

نهان در خاک کن ما و منی را

که دزد راه حق جز ما و من نیست

بشو اندیشه ها را از دل خویش

که این دل ها بجز بیت الحزن نیست

سخن افسرده چو جسمیست بیروح

اگر روح خدائی در سخن نیست

دهن بر خاک نه زیرا که جز خاک

رفو از بهر چاک این دهن نیست

توئی را با منی بر خاک ره ریز

که ما را جز تو و من، اهرمن نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۱فلک از سینه ما دود آهی است
  2. شمارهٔ ۷۲کار ما باز مشکل افتاده است
  3. شمارهٔ ۷۳این نفس بداندیش بفرمان شدنی نیست
  4. شمارهٔ ۷۴از شیخ بپرسید گر از اهل کتاب است
  5. شمارهٔ ۷۵با دوستان ثشسته چه جای ملامت است
  6. شمارهٔ ۷۶در میان عاشق و معشوق رازی دیگر است
  7. شمارهٔ ۷۷شکسته زلف یکی ترک مست یار منست
  8. شمارهٔ ۷۸در حجاب خرقه و دستار، مستی خوشتر است
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.