پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۷۲

کار ما باز مشکل افتاده است

بار ما باز در گل افتاده است

بار بر پشت اشتران سهل است

بار ما بر سر دل افتاده است

اگر افتاده بار باکی نیست

زانکه باری بمنزل افتاده است

ناله ماهم از جرس کم نیست

که بدنبال محمل افتاده است

در نمکدان غبغب او خال

همچو یکدانه فلفل افتاده است

یا چوهاروت بابلی از سحر

باز در چاه بابل افتاده است

آن سیاهی بر آن سپیدی بین

که چه مطبوع و خوش گل افتاده است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۴از شیخ بپرسید گر از اهل کتاب است
  2. شمارهٔ ۷۵با دوستان ثشسته چه جای ملامت است
  3. شمارهٔ ۷۶در میان عاشق و معشوق رازی دیگر است
  4. شمارهٔ ۷۷شکسته زلف یکی ترک مست یار منست
  5. شمارهٔ ۷۸در حجاب خرقه و دستار، مستی خوشتر است
  6. شمارهٔ ۷۹در محفل اغیار همه غنج و دلال است
  7. شمارهٔ ۸۰این خانه که پیوسته در او جوش و خروش است
  8. شمارهٔ ۸۱دلم در سینه چون ساغر بجوش است
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.