پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۷۱

فلک از سینه ما دود آهی است

زمین داغ جبین روسیاهی است

چنین گفتند دانایان کزین سوی

بدان سوی فلک پوشیده راهی است

بدعوی نیستی را نام هستی

نهادن از غلط، سخت اشتباهی است

سیه رو گردد از تاب تجلی

زر و سیم دغل، گر مهر و ماهی است

نخواهد برد جان زین برق سوزان

در این گلشن اگر برگ گیاهی است

بخاک افتد چو مهر از تارک چرخ

اگر بر تارکی زرین کلاهی است

خداوندی که گردون را کشد پوست

ز تن، الحق توانا پادشاهی است

نه پنداری گزاف اینرا که قرآن

بدین اسرار روشن تر گواهی است

رهی گر بنده را باشد سوی حق

شکسته ناله و افسرده آهی است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۳این نفس بداندیش بفرمان شدنی نیست
  2. شمارهٔ ۷۴از شیخ بپرسید گر از اهل کتاب است
  3. شمارهٔ ۷۵با دوستان ثشسته چه جای ملامت است
  4. شمارهٔ ۷۶در میان عاشق و معشوق رازی دیگر است
  5. شمارهٔ ۷۷شکسته زلف یکی ترک مست یار منست
  6. شمارهٔ ۷۸در حجاب خرقه و دستار، مستی خوشتر است
  7. شمارهٔ ۷۹در محفل اغیار همه غنج و دلال است
  8. شمارهٔ ۸۰این خانه که پیوسته در او جوش و خروش است
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.