پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۷۵

با دوستان ثشسته چه جای ملامت است

از دشمنان گسسته چه وقت ملالت است

از عقل خیره میکشم امروز انتقام

در پیشگاه عشق که بیت العدالت است

خطی نوشته بر لب میگون بمشک ناب

کانجا برات روزی مردم حوالت است

از من رسول عشق تو باشی بسوی خویش

ورنه در این میانه چه جای رسالت است

با اشک و آه کرده ام از چشم و دل برون

هرچشم و آرزو که ز خوف و خجالت است

هربیع و عقد را که بفتوای عقل بود

اندر حضور مفتی عشقم اقالت است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۷شکسته زلف یکی ترک مست یار منست
  2. شمارهٔ ۷۸در حجاب خرقه و دستار، مستی خوشتر است
  3. شمارهٔ ۷۹در محفل اغیار همه غنج و دلال است
  4. شمارهٔ ۸۰این خانه که پیوسته در او جوش و خروش است
  5. شمارهٔ ۸۱دلم در سینه چون ساغر بجوش است
  6. شمارهٔ ۸۲ما روی بمیخانه و زاهد بحجاز است
  7. شمارهٔ ۸۳آب بودم صحبت آذر گلابم کرده است
  8. شمارهٔ ۸۴شه وجود عجب قاصدی فرستاده است
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.