پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۸۲

ما روی بمیخانه و زاهد بحجاز است

این کعبه حقیقی است گر آن قبله مجاز است

این رشته چسان میگسلد یکسر پیوند

بر دست نیاز است و یکی در کف ناز است

از وی همه آزادگی و کبر و غرور است

از ما همه بیچارگی و عجز و نیاز است

گیرم که رها گردد از آن دام سر زلف

مرغ دلم از چشم تو در چنگل باز است

زلف تو و شبهای دراز و سخن عشق

جون کوکب بخت من، دنباله دراز است

بی مهری با ما و ندانم سببش چیست

قربان رقیب تو که او محرم راز است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۴شه وجود عجب قاصدی فرستاده است
  2. شمارهٔ ۸۵دستار تو ای شیخ که صد حلقه فزون است
  3. شمارهٔ ۸۶بکیش زاهدان گرمی حرام است
  4. شمارهٔ ۸۷زمامم در کف پیری فقیر است
  5. شمارهٔ ۸۸من که بی پیمانه مستم حاجت پیمانه نیست
  6. شمارهٔ ۸۹چون باده بجام است همه کار بکام است
  7. شمارهٔ ۹۰گر خدای سپهر یار من است
  8. شمارهٔ ۹۱دل عاشق که نازکتر زجام است
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.