پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۸۴

شه وجود عجب قاصدی فرستاده است

بدست او چه عجب خط رحمتی داده است

که باز باید از آنسوی آسمان بپرد

هر آنکه از ازل از پشت آسمان زاده است

تو ماه کنعان در قعر چاه کنعانی

چه ملک ها که بمصر از پی تو آماده است

ز مکر دیو چه باکم که خاتم زنهار

بدست خویش سلیمان بدست من داده است

بخاطر است که آزاده ای مرا فرمود

که عاقبت شود آزاد هر که آزاده است

صلای عام فرستاد پادشاه وجود

که سفره بهر گدایان شهر بنهاده است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۶بکیش زاهدان گرمی حرام است
  2. شمارهٔ ۸۷زمامم در کف پیری فقیر است
  3. شمارهٔ ۸۸من که بی پیمانه مستم حاجت پیمانه نیست
  4. شمارهٔ ۸۹چون باده بجام است همه کار بکام است
  5. شمارهٔ ۹۰گر خدای سپهر یار من است
  6. شمارهٔ ۹۱دل عاشق که نازکتر زجام است
  7. شمارهٔ ۹۲دوستان نوبت سپیده دم است
  8. شمارهٔ ۹۳ایخواجه شنیدم که لبت کان نبات است
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.