پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۹۲

دوستان نوبت سپیده دم است

وقت صبح است و سخت مغتنم است

نرود تا دمی، نمی آید

دم دیگر که عمر از این دودم است

وقت را سیف قاطع آوردند

به مثل گرچه دشنه دو دم است

طرفه هستی که در میان دو نیست

هر وجود از دو سوش دو عدم است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۴شد وقت سحر چشم تو تا چند بخواب است
  2. شمارهٔ ۹۵آن جامه بر آن بدن چه زیباست
  3. شمارهٔ ۹۶عشق است که اندر دو جهان راه نجات است
  4. شمارهٔ ۹۷کس نیست که از لعل تو دشنام شنیده است
  5. شمارهٔ ۹۸از زلف سیاهت که همه چین و شکنج است
  6. شمارهٔ ۹۹نوبت عشرت است و وقت صبوح
  7. شمارهٔ ۱۰۰تو را مسجد مرا میخانه ای شیخ
  8. شمارهٔ ۱۰۱قدم بگذار و از ما بگذر ای شیخ
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.