پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۰

تو را مسجد مرا میخانه ای شیخ

تو را سبحه مرا پیمانه ای شیخ

تو را ورد سحرگاهی و ما را

همه شب ناله مستانه ای شیخ

زنخ کم زن که در گوش من آید

همه افسون تو افسانه ای شیخ

مکن عیب من از ویرانه گردی

مرا گنجی است در ویرانه ای شیخ

زبانی آتشین چون شمع دارم

مپر گردم تو چون پروانه ای شیخ

تو را کوه و مراکانی است در کوه

تو را دانه مرا دردانه ای شیخ

مرا بر گردش پیمانه پیمان

تو را با سبحه صد دانه ای شیخ

مرا با بیدل و دیوانه خوشتر

تو را با عاقل و فرزانه ای شیخ

عجایب ها ببینی گر نهی چشم

یکی بر روزن این خانه ای شیخ

یک امشب را بکوی میفروشان

شوی مهمان برندان یا نه ای شیخ؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۲روز بحث از رساله دارد شیخ
  2. شمارهٔ ۱۰۳بکوی میفروشم بار دادند
  3. شمارهٔ ۱۰۴شیخ است و حلقه بر در خمار میزند
  4. شمارهٔ ۱۰۵بخت اگر یاری کند دلدار دلداری کند
  5. شمارهٔ ۱۰۶دو چشم مست تو کز خواب ناز برخیزد
  6. شمارهٔ ۱۰۷دیشب مغی از خانه خمار برآمد
  7. شمارهٔ ۱۰۸نام مه گل را مه خرداد نهادند
  8. شمارهٔ ۱۰۹زاهدی از صومعه بیزار شد
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.