پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۵

بخت اگر یاری کند دلدار دلداری کند

نوبت گلشن رسد گلزار گلزاری کند

سهل باشد محنت از جور رقیب و دور چرخ

شاخ گلبن گل بر آرد خارا گر خاری کند

بزم عشرت گرم گردد، خون تاک آید بجوش

باده سرمستی دهد پیمانه سرشاری کند

طره معشوق ما گر شد پریشان باک نیست

جمع دل را در پریشانی نگهداری کند

نرگس دلدار ما رنجور و بیمار است لیک

دردمندان را به بیماری پرستاری کند

کفر و ترسائی گر این باشد که کار زلف اوست

کعبه میخانه شود تسبیح زناری کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۷دیشب مغی از خانه خمار برآمد
  2. شمارهٔ ۱۰۸نام مه گل را مه خرداد نهادند
  3. شمارهٔ ۱۰۹زاهدی از صومعه بیزار شد
  4. شمارهٔ ۱۱۰افسانه بد مستی ما دوش سمر شد
  5. شمارهٔ ۱۱۱تا می بکیش زاهد و مفتی حرام شد
  6. شمارهٔ ۱۱۲شیخناشب تا سحر مست و خراب از باده بود
  7. شمارهٔ ۱۱۳موج زد اشکی و ما را آب برد
  8. شمارهٔ ۱۱۴دم زد لبی از شکوه، نیش نام نهادند
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.