پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۲

شیخناشب تا سحر مست و خراب از باده بود

در خرابات مغان مست و خراب افتاده بود

با حریفان دغل نرد و قمار و جام می

کرده بود و برده بود و خورده بود و داده بود

شیخنا را با نگاری ساده کار افتاد دوش

ساده کار افتاده بود و شیخ مطلق ساده بود

چون سبوقی کرده و می خورده بر پهلوی خویش

خفته و خشت سر خم زیر سر بنهاده بود

شیخنا بیچاره در این کار تقصیری نداشت

ساده بود و باده بود و بزم عیش آماده بود

بنگ خورد و چنک زد افیون کشید و می چشید

شیخنا از قید هستی ساعتی آزاده بود

نیست بود و هست شد، هشیار بود و مست شد

شیخنا از نو مگر دیشب ز مادر زاده بود

در برش ساده، بلب باده، ز پا افتاده مست

بیخود و عریان تنش از خرقه و لباده بود

دیدمش با آنکه چون من باخت دیشب قافیه

پشت خم در صبحدم چون دال بر سجاده بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۴دم زد لبی از شکوه، نیش نام نهادند
  2. شمارهٔ ۱۱۵در ازل باده کشان چون گل پیمانه زدند
  3. شمارهٔ ۱۱۶شیخنا افتان و خیزان بر در میخانه بود
  4. شمارهٔ ۱۱۷گفتم از لعل لبت یک بوسه، گفت آری شود
  5. شمارهٔ ۱۱۸ز گیسویت سخن با شانه گفتند
  6. شمارهٔ ۱۱۹ترک من سبزه گرد لب دارد
  7. شمارهٔ ۱۲۰کاووس کیانی که کی‌اش نام نهادند
  8. شمارهٔ ۱۲۱کارم از عشق بسی مشکل و دشوار بود
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.