پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۷

گفتم از لعل لبت یک بوسه، گفت آری شود

لیک با صد خواری و زاری بدشواری شود

گفتمش بوسیدم از مستی لبت صد بار، گفت

هر چه در مستی شود آخر بهشیاری شود

گفتمش در خواب دیدم در بری دوشینه، گفت

بختت ار بیدار گردد هم ببیداری شود

گفتم از جور خیالت خانه دل شد خراب

گفت چون گردد خراب اینخانه معماری شود

گفتمش بی زر شدم بیزار گشت از من دلت

گفت آری بیزری اسباب بیزاری شود

گفتمش تا کی جفا کاری و خونخواری و جور

گفت شاید نوبتی هم وقت دلداری شود

گفتمش چندین گره بر طره مشکین مزن

گفت تا دلهای بیسامان نگهدای شود

گفتم از جان چون توان بگسیخت دل در پای دوست

گفت دشوار است و سخت اما بناچاری شود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۹ترک من سبزه گرد لب دارد
  2. شمارهٔ ۱۲۰کاووس کیانی که کی‌اش نام نهادند
  3. شمارهٔ ۱۲۱کارم از عشق بسی مشکل و دشوار بود
  4. شمارهٔ ۱۲۲رفته سه سال تا مه خرداد
  5. شمارهٔ ۱۲۳شیخ و زاهد را خمیر از سبحه صد دانه بود
  6. شمارهٔ ۱۲۴پسته گر چون لعل جانبخش تو خندانی کند
  7. شمارهٔ ۱۲۵گفتمش هندوی زلفت، گفت طراری کند
  8. شمارهٔ ۱۲۶من در این صحرا نهادم پا که نخجیرم کنند
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.