پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۴

پسته گر چون لعل جانبخش تو خندانی کند

کی تواند چون لب لعلت سخندانی کند

کار دل آمد بجان از درد و رنجوری و لیک

گر طبیب ما تو باشی درد درمانی کند

بر جراحتهای ناسور دل یاران توان

زد نمکها، گر زنخدانش نمکدانی کند

زهر غم شهد است اگر دلدار دلداری دهد

کار جان سهل است اگر جانانه جانانی کند

نرگس مستانه اش از یک نگاه آشنا

با لب خاموش من صد راز پنهانی کند

غمزه شوخ تو با دلدادگان از قهر و لطف

روز و شب پیدا و پنهان آنچه میدانی کند

اینچنین مستی که در چشم بت دلجوی ماست

خمر روحانی کند نی راح ریحانی کند

ما گدایانرا بود چشم طمع از خوان لطف

لعل دلجوی تو هر روزی که مهمانی کند

بخش درویشان فرستد خسرو از احسان

مجلس عشرت چه در خرگاه سلطانی کند

قسمت موران چرا از دعوت یاران نداد

آنکه با لعل لبش دیوی سلیمانی کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۶من در این صحرا نهادم پا که نخجیرم کنند
  2. شمارهٔ ۱۲۷چه بازی دوش در میخانه کردند
  3. شمارهٔ ۱۲۸دمبدم عمر میرود بر باد
  4. شمارهٔ ۱۲۹دست ساقی دوش در محفل درخت طور بود
  5. شمارهٔ ۱۳۰یاد آنروزیکه کس را ره در این محضر نبود
  6. شمارهٔ ۱۳۱هر کسی در جهان غمی دارد
  7. شمارهٔ ۱۳۲ابر اندک ترشحی دارد
  8. شمارهٔ ۱۳۳گاهی سخن از عشق بگوئید بگوئید
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.