پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۲

ابر اندک ترشحی دارد

آسمان قطره قطره می بارد

وقت آن شد که باز ساقی بزم

همتی سوی عشق بگمارد

چشم مخمور و زلف آشفته

دست سوی قدح فراز آرد

مست و مستانه سوی محفل عیش

قدم از روی ناز بگذارد

عفل و اندیشه را بپای جنون

با لگد کوب سخت بفشارد

غم بیهوده را بساغر می

با حریفان مست بگسارد

هوش و دانش بدست مستی و عشق

دست و پا بسته نیز بسپارد

بشکند این طلسم و هم و خیال

هر چه را هست نیست انگارد

بر کند بیخ خانه بیداد

بودنی را نبوده پندارد

شیخ اگر خورده باده باکی نیست

گو دل بیدلی نیازارد

می کند احتیاط روز شمار

جام می کو بسبحه بشمارد

سبز خواهد شدن بروز نشور

تخم اندیشه کاین زمان کارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۴تا چند از این خاک بمیرید و بزائید
  2. شمارهٔ ۱۳۵شیخنا خیزو برون آی ز خود گامی چند
  3. شمارهٔ ۱۳۶ساقی سخن ز مشعله طور می کند
  4. شمارهٔ ۱۳۷خوشا دردی که درمانی ندارد
  5. شمارهٔ ۱۳۸شب دوشین که روز فرهی بود
  6. شمارهٔ ۱۳۹مهرش از دل مگو بدر نرود
  7. شمارهٔ ۱۴۰قاصد آمد سحرگه از بغداد
  8. شمارهٔ ۱۴۱می زدن در بزم نادانان ز نادانی بود
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.