پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۰

قاصد آمد سحرگه از بغداد

خبر خوشدلی بیاران داد

وقت عشرت رسید و آخر شد

ذکر تسبیح و خواندن او راد

سر مستان رسید باز از راه

بکف او کلید گنج مراد

اول از روی فیض و رحمت عام

در میخانه امید گشاد

باده آورد و سفره ای گسترد

چنگ و عود و سبو و جام نهاد

گفت با خوب و زشت و خرد و بزرگ

همه از بد سرشت و نیک نهاد

که بیائید سوی درگه دوست

با دل پر امید و خاطر شاد

خم پر از باده گلشن آماده

کرم پیر میفروش زیاد

چه عجب خانه ایست میخانه

که همیشه ز باده باد آباد

هر که آمد بسوی این درگاه

یافت مقصود و برگرفت مراد

شاه عالم شد آنکه بر این در

سر افتادگی بخاک نهاد

هر که همراه ماست بسم الله

ما که رفتیم هر چه بادا باد

تو مگوزاد و توشه همره نیست

لطف او توشه، همت او زاد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۲شیخ و زاهد گر مرا مردود و کافر گفته‌اند
  2. شمارهٔ ۱۴۳معاشران قدح نوش اگر صواب کنند
  3. شمارهٔ ۱۴۴نیست جز عشق را رکوع و سجود
  4. شمارهٔ ۱۴۵ایخوش آنروزیکه شمعی بود و پروانه نبود
  5. شمارهٔ ۱۴۶هیچ می گوئی مرا دلداده ای دیوانه بود
  6. شمارهٔ ۱۴۷این پایه که عقل و هنرش نام نهادند
  7. شمارهٔ ۱۴۸حق بمن بنده چشم روشن داد
  8. شمارهٔ ۱۴۹این سنگ جز به لطف تو گوهر نمی‌شود
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.