پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۸

حق بمن بنده چشم روشن داد

با صفا تر دلی ز گلشن داد

سر پر مغزی اندرین پیکر

دل دانشوری بدین تن داد

کرد روشن فتیله ای از عقل

وز هنری زی فتیله روغن داد

دانه ای صد هزار خوشه کند

خوشه ای صد هزار خرمن داد

از دل خود چو کان و چون دریا

زر بجیب و گهر بدامن داد

من و سلوی ز خوان غیبی بود

که بمن بی اذی و بی من داد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۰خوشا کاین خانه را ویرانه سازند
  2. شمارهٔ ۱۵۱پیر مغان گناه مرا گر ثواب کرد
  3. شمارهٔ ۱۵۲کفر زلف تو عرض ایمان کرد
  4. شمارهٔ ۱۵۳صبح است و صبوح است بیائید بیائید
  5. شمارهٔ ۱۵۴میزند روز و شب جرس فریاد
  6. شمارهٔ ۱۵۵بیا که طره تو میل شور و شر دارد
  7. شمارهٔ ۱۵۶بنده گر سر بر آستان باشد
  8. شمارهٔ ۱۵۷هردم بشارت‌های دل از هاتف جان می‌رسد
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.