پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۰

خوشا کاین خانه را ویرانه سازند

در آن ویرانه از نو خانه سازند

بیا ویرانه شو تا بیت معمور

ملایک اندر آن ویرانه سازند

چه خاصیت در این آب و گل افتاد

که هم زو کعبه هم بتخانه سازند

بنازم دست قدرت را در این خاک

که تسبیح از گل پیمانه سازند

چو یک پیمانه می را شکستند

هزاران سبحه صد دانه سازند

چنان ویرانه شد مسجد که آباد

نخواهد شد مگر میخانه سازند

بیا دیوانه را عاقل کن ای مرد

چه سود ار عاقلی دیوانه سازند

نمی گنجد حقیقت در بیان ها

که چندین قصه و افسانه سازند

کنید اینسان که بهر صید سیمرغ

ز خط و خال، دام و دانه سازند

بوصف حال ابسان و سلامان

حدیث از شمع و از پروانه سازند

دو گیتی گر شود ویرانه، آباد

بدست همت مردانه سازند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۲کفر زلف تو عرض ایمان کرد
  2. شمارهٔ ۱۵۳صبح است و صبوح است بیائید بیائید
  3. شمارهٔ ۱۵۴میزند روز و شب جرس فریاد
  4. شمارهٔ ۱۵۵بیا که طره تو میل شور و شر دارد
  5. شمارهٔ ۱۵۶بنده گر سر بر آستان باشد
  6. شمارهٔ ۱۵۷هردم بشارت‌های دل از هاتف جان می‌رسد
  7. شمارهٔ ۱۵۸آزار تو ایدوست دل آزار نباشد
  8. شمارهٔ ۱۵۹حلقه بر هر در زدم دیدم در میخانه بود
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.