پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۹

حلقه بر هر در زدم دیدم در میخانه بود

در کفم هر سبحه کافتاد از گل پیمانه بود

جلوه گر از چهره پیر مغان دیدم عیان

نقش هر صورت که اندر کعبه و بتخانه بود

پرتوی از نقطه دانش در این بیدانشان

یک حقیقت دیدم و چندین هزار افسانه بود

چون فنای عاشقانرا شاه جان پروانه داد

سوخت صد پروانه و یک شمع را پروانه بود

عقل کل کش ساده دیدم با دو صد نقش و نگار

شور سودا و جنون از یک دل دیوانه بود

صد هزاران ساز و در هر یک نوائی مختلف

چون نهادم گوش جان یک ناله مستانه بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۱ترکیم سحرگاهان، در بستر خواب آمد
  2. شمارهٔ ۱۶۲ساقی امشب گوئیا زردشت پیغمبر بود
  3. شمارهٔ ۱۶۳هردم بشارت‌های جان، از هاتف دل می‌رسد
  4. شمارهٔ ۱۶۴عمر برآمد مرا به نیمه هفتاد
  5. شمارهٔ ۱۶۵بنقد حال شدم خاک هر چه بادا باد
  6. شمارهٔ ۱۶۶ترکم امشب بسرا بیخود و مدهوش آمد
  7. شمارهٔ ۱۶۷هر که امروز فکر فردا کرد
  8. شمارهٔ ۱۶۸خوشا شراب و جوانی و می ببانگ سرود
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.