پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۵

بنقد حال شدم خاک هر چه بادا باد

مگر بکوی تو روزیم در رساند باد

دگر ز عشق تو فریاد و ناله می نکنم

که خاک را نسزد هیچ ناله و فریاد

شویم خاک و شود سنگ خاک ما و هنوز

تو سنگدل نکنی باز از دل ما یاد

بیاد قدو رخ و زلف تو، چو خاک شویم

ز خاک ما بدمد سنبل و گل و شمشاد

هزار مرتبه شیرینتر است قصه ما

به پیش دوست، ز دستان خسرو و فرهاد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۷هر که امروز فکر فردا کرد
  2. شمارهٔ ۱۶۸خوشا شراب و جوانی و می ببانگ سرود
  3. شمارهٔ ۱۶۹بنویس نامه گر رقم قتل ما بود
  4. شمارهٔ ۱۷۰مثال مومن از مزمار گفتند
  5. شمارهٔ ۱۷۱باغ را نوبت نشور آمد
  6. شمارهٔ ۱۷۲تیره شد گیتی و هنگام طرب باز آمد
  7. شمارهٔ ۱۷۳آمد مه خورداد که در غم نتوان بود
  8. شمارهٔ ۱۷۴حرف ما با تو شب دوش چه بود
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.