پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۱

باغ را نوبت نشور آمد

سبزه را رجعت ظهور آمد

قامت سرو چون قیامت کرد

حشر من کان فی القبور آمد

نفحه باد چون دم عیسی

نای بلبل چو نفخ صور آمد

عرق گل ز چهره بزدائید

کز رهی بس در ازو دور آمد

شاهد گل که پار غیبت کرد

به سوی محفل حضور آمد

صوت بلبل هزار دستان است

کش یکی نغمه زبور آمد

گل که زد از عدم قدم به وجود

به رضا بود یا به زور آمد

چهر گل همچو آتش سینا

شاخ گلبن درخت طور آمد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۳آمد مه خورداد که در غم نتوان بود
  2. شمارهٔ ۱۷۴حرف ما با تو شب دوش چه بود
  3. شمارهٔ ۱۷۵دوش ترک مست ما با طره آشفته بود
  4. شمارهٔ ۱۷۶کفر زلف تو دگر باره مسلمانم کرد
  5. شمارهٔ ۱۷۷چشم مست تو مگر باز چه در سر دارد
  6. شمارهٔ ۱۷۸لطف تو سنگ را بنظر گوهر آورد
  7. شمارهٔ ۱۷۹این همه آشوب و غوغا بر سر کوی تو چند
  8. شمارهٔ ۱۸۰نگینی گر بدست جم نباشد
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.