پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۶

کفر زلف تو دگر باره مسلمانم کرد

کافری راهنمائی سوی ایمانم کرد

گبرکی بودم بهروز لقب، نور رسول

تافت از روزن دل حضرت سلمانم کرد

مکن انکار که از همت مردان چه عجب

مور بودم نفس پیر، سلیمانم کرد

خضر وقت آمد و از لطف بیکباره خلاص

ناگه از پیروی غول بیابانم کرد

مرده ای بودم پوسیده تن اندر بکفن

نفحه عیسوی آمد همه تن جانم کرد

آدمی نیستم ار شاکر نعمت نبوم

دیو بودم، کرم و لطف تو انسانم کرد

زرد بودم ، کرم و جودِ تو بخشید صفا

درد بودم نظر لطف تو درمانم کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۸لطف تو سنگ را بنظر گوهر آورد
  2. شمارهٔ ۱۷۹این همه آشوب و غوغا بر سر کوی تو چند
  3. شمارهٔ ۱۸۰نگینی گر بدست جم نباشد
  4. شمارهٔ ۱۸۱باده نوشان بیخود از جام تواند
  5. شمارهٔ ۱۸۲بهار شد که جهان خرمی ز سر گیرد
  6. شمارهٔ ۱۸۳عشق آمد و یکباره ز خود بی خبرش کرد
  7. شمارهٔ ۱۸۴میرود نیسان و میآید ایار
  8. شمارهٔ ۱۸۵نبیند روی لیلی کس در این دار
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.