پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۵

نبیند روی لیلی کس در این دار

چو مجنون بوسه باید زد بدیوار

نخورده ساغری از دست ساقی

که رفت از دوش و از سر دلق و دستار

بیکدستان زمستان رفتم از دست

نبرده ره بسوی کوی خمار

شدم کافر بیک افسانه عشق

که گفتند از بتان چین و فرخار

دل اندر بستر بیماری افتاد

چو کرد اندیشه آن چشم بیمار

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۷الا تا کی حدیث از عمر و عمار
  2. شمارهٔ ۱۸۸ای گشته یک امروز تو از محفل ما دور
  3. شمارهٔ ۱۸۹در دشت مرو بصید نخجیر
  4. شمارهٔ ۱۹۰چه خوش است آنکه شبی از سر شب تا بسحر
  5. شمارهٔ ۱۹۱بر خیز که خاست باد شبگیر
  6. شمارهٔ ۱۹۲خواجه در آرزوی عمر دراز
  7. شمارهٔ ۱۹۳شوریست عجب در سر شوریده سران باز
  8. شمارهٔ ۱۹۴بر وی درازتر شود این آرزو و آز
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.