پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۱

بر خیز که خاست باد شبگیر

موذن بمناره گفت تکبیر

تو نیز چو باد و چون موذن

گر باده خوری بنوش شبگیر

سرخی شفق سپیدی صبح

خونی است که ریخته است در شیر

مهتاب و هوای صبحدم بین

آمیخته شیر با تبا شیر

آنجرعه که ماند در سبو دوش

بردار و بجام کن سرازیر

مه داس و فلک بسان دستاس

وین روی زمین چو سنگ در زیر

این بدرود آن بکوبد و مرگ

از خوردن ما نمیشود سیر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۳شوریست عجب در سر شوریده سران باز
  2. شمارهٔ ۱۹۴بر وی درازتر شود این آرزو و آز
  3. شمارهٔ ۱۹۵زان طره در هم دل آویز
  4. شمارهٔ ۱۹۶گوهر خود را هویدا کن کمال این است و بس
  5. شمارهٔ ۱۹۷خروس صبح زد سبوح و قدوس
  6. شمارهٔ ۱۹۸نوبتی صبح فرو کوفت کوس
  7. شمارهٔ ۱۹۹نه درد جوی و نه اندر هوای درمان باش
  8. شمارهٔ ۲۰۰گفته بودی کز پریشانی شدم چون موی خویش
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.