پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۹

نه درد جوی و نه اندر هوای درمان باش

هرآنچه پیر خرد گویدت بفرمان باش

بروی باد هوس بر فراز مسند عفل

پری و دیو بفرمان کن و سلیمان باش

کرامت همه عالم بخوی انسانی است

اگر کرامت جوئی، بخوی انسان باش

ز دیو و دد مطلب خوی و بوی انسانی

چنو که انسان فرمایدت بد انسان باش

اگر ز دست و زبانت همه مسلمانان

سلامتند، بکیش خرد مسلمان باش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۱حلقه در گوش چو دف چنگ صفت سر در پیش
  2. شمارهٔ ۲۰۲دل نبندی بچرخ و دورانش
  3. شمارهٔ ۲۰۳بدستم افتد اگر باز زلف پر شکنش
  4. شمارهٔ ۲۰۴ای آفت جان و فتنه هوش
  5. شمارهٔ ۲۰۵تو خواجه‌ای و منت چون غلامِ حلقه‌به‌گوش
  6. شمارهٔ ۲۰۶هر چه آید ز رنج و راحت پیش
  7. شمارهٔ ۲۰۷گر دماغت تر نشد ای شیخ شهر از جام عشق
  8. شمارهٔ ۲۰۸چون گریزد شیخ شهر از نام عشق
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.