پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۲

دل نبندی بچرخ و دورانش

وان تهی طبل و کهنه انبانش

خون دل خور ز جام غم، کین زال

همه خون است شیر پستانش

غیر خوناب چشم و لخت جگر

ما حضر نیست بر سر خوانش

گر ببازو چو رستمی ور زال

بشکند پنجه تو دستانش

چه دمی دم در آتش سردش

چه زنی مشت، بر بسندانش

گر بخندد چو مار، مهر مگیر

که بود زهر زیر دندانش

ور بگرید چو ابر، باک مدار

که بود گریه چشم بندانش

زینهارت فریب میندهد

لب خندان و چشم گریانش

این همان دیو دان که رفت بباد

از فسون، مسند سلیمانش

و این همان زال دان که از دستان

در چه افتاد پور دستانش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۴ای آفت جان و فتنه هوش
  2. شمارهٔ ۲۰۵تو خواجه‌ای و منت چون غلامِ حلقه‌به‌گوش
  3. شمارهٔ ۲۰۶هر چه آید ز رنج و راحت پیش
  4. شمارهٔ ۲۰۷گر دماغت تر نشد ای شیخ شهر از جام عشق
  5. شمارهٔ ۲۰۸چون گریزد شیخ شهر از نام عشق
  6. شمارهٔ ۲۰۹نزند دم فلک بجز دم عشق
  7. شمارهٔ ۲۱۰باز رسید از یمن، نفخه زحمن عشق
  8. شمارهٔ ۲۱۱نیمه از خاک و نیمه از افلاک
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.