پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱۰

باز رسید از یمن، نفخه زحمن عشق

باز دمید از چمن، غنچه خندان عشق

جلوه گر آمد ز دور آتش مهر ظهور

منصعق آمد ز طور موسی عمران عشق

نفحه باد صبا زد بچمن مرحبا

رفت بشهر سبا مرغ سلیمان عشق

از دل جن و ملک رفت همه ریب و شک

تافت چوبر نه فلک جلوه انسان عشق

از کرم و فضل و داد، داد مرا هر چه داد

تا ابد آباد باد خانه احسان عشق

عقل بدان کافری با همه مستکبری

چون زخودی شد بری، گشت مسلمان عشق

شیخ مناجات شد قاضی حاجات شد

پیر خرابات شد، طفل دبستان عشق

شد خرد یاوه پوی در طلب و جستجوی

بی سر و پا همچو گوی در خم چوکان عشق

خوب و خوش آینده باد خرم و فرخنده باد

زنده و پاینده باد دولت سلطان عشق

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱۲رفت از عمرم ای پسر چل سال
  2. شمارهٔ ۲۱۳چند از این ترهات بیحاصل
  3. شمارهٔ ۲۱۴هر روز به دیدار تو آیم ز در دل
  4. شمارهٔ ۲۱۵هر چه در قرآن خدا فرموده از خمرو عسل
  5. شمارهٔ ۲۱۶شکرلله که شدی باخبر از عالم دل
  6. شمارهٔ ۲۱۷این خواجه گر رهد ز غم و حسرت اجل
  7. شمارهٔ ۲۱۸گرد لعل دلفریبت کرده منزل تیره خال
  8. شمارهٔ ۲۱۹میرود اندیشه عشق تو چون جان در تنم
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.