پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱۸

گرد لعل دلفریبت کرده منزل تیره خال

نام لعل تو حمیرا نام خال تو بلال

خیره کردی چشم گیتی را تو از این روی و موی

تیره کردی روز عالم را تو با این زلف وخال

ریختی خون مرا با تیر مژگان ور دهی

بوسه ای زان لعل لب، خونم تو را بادا حلال

تا بکی ای خضر فرخ پی پسندی از جفا

که بمیرم تشنه لب من بر لب آب زلال

رازها دارد دل من با لب جانبخش تو

بی خطاب و بی تکلم بی جواب و بی سئوال

دوش تا وقت سحر با لعل و خالت میسرود

کلمینی یا حمیرا و ارحنی یا بلال

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۰هان و هان ای بهار فضل و کمال
  2. شمارهٔ ۲۲۱امشب بدر پیر مغان ولوله داریم
  3. شمارهٔ ۲۲۲چنان دیوانه و بیهوش و مستم
  4. شمارهٔ ۲۲۳بخاطر از کسی باری ندارم
  5. شمارهٔ ۲۲۴افتد که شبی از کف تو جام ستانیم
  6. شمارهٔ ۲۲۵ما بپای خم می سر بشکنیم
  7. شمارهٔ ۲۲۶مستانه باز تا در میخانه میروم
  8. شمارهٔ ۲۲۷تا بکی همراهی این عقل سرگردان کنم
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.