پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۵

ما بپای خم می سر بشکنیم

توبه را بر روی ساغر بشکنیم

از سخن گر سکه بر زر میزند

مدعی، ما سکه بر زر بشکنیم

ایخوش آنروزی که بر گردون سوار

پنجه با خورشید خاور بشکنیم

چرخ گردون را چو چرخ پیر زال

سر بسر با قطب و محور بشکنیم

پیر میخانه اگر بر روی ما

در ببندد، حلقه بر در بشکنیم

طوطی هند است اگر شکر شکن

ما از او صد بار بهتر بشکنیم

گر دو روئی میکند با ما قلم

آن قلم بر روی دفتر بشکنیم

مسلمیم اما بکیش ما بود

محض کفر ار قلب کافر بشکنیم

نیست در آئین ما هرگز سزاک

دل ز درویش و توانگر بشکنیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۷تا بکی همراهی این عقل سرگردان کنم
  2. شمارهٔ ۲۲۸نیمه هشیاریم و یک نیم دگر مستانه‌ایم
  3. شمارهٔ ۲۲۹خداوندا عجب شوریده رائیم
  4. شمارهٔ ۲۳۰بجرم آنکه تو خون کرده ای دل ما را
  5. شمارهٔ ۲۳۱بنده ام بنده ولی بیخردم
  6. شمارهٔ ۲۳۲در این خرمن گدائی خوشه چینم
  7. شمارهٔ ۲۳۳دوش دو بهره نرفته ز شبم
  8. شمارهٔ ۲۳۴ما بیخودان مست که رند و قلندریم
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.