پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۹

خداوندا عجب شوریده رائیم

چنین بیدانش و بیدل چرائیم

یکی پوید ره مسجد، یکی دیر

از این سو رانده زان سومانده مائیم

نه راه خلق پویان نی ره حق

نمیدانم در این عالم کرائیم

حقیر و ناتوان و زار و بی ریا

اسیر و دردمند و بی نوائیم

بسوی درگهت راهی نداریم

جز این ره که تو شاهی ما گدائیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳۱بنده ام بنده ولی بیخردم
  2. شمارهٔ ۲۳۲در این خرمن گدائی خوشه چینم
  3. شمارهٔ ۲۳۳دوش دو بهره نرفته ز شبم
  4. شمارهٔ ۲۳۴ما بیخودان مست که رند و قلندریم
  5. شمارهٔ ۲۳۵ - درباره منزل خود در رود کنگدر رود کنگ دره تنگی گرفته‌ایم
  6. شمارهٔ ۲۳۶ای خواجه با تو من سخنی مختصر کنم
  7. شمارهٔ ۲۳۷گر تو می در خواب خوردی، ما به بیداری زنیم
  8. شمارهٔ ۲۳۸زر چه باشد که نثار کف پای تو کنم
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.