پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۳۷

گر تو می در خواب خوردی، ما به بیداری زنیم

در سر بازارها با ترک بازاری زنیم

غمزه مستانه اش ما را کند رسوای شهر

گر بدور چشم ساقی لاف هشیاری زنیم

خانه بلغار است و مشکو تبت آنساعت که ما

باده مشکین بروی ترک بلغاری زنیم

خرقه سالوس ما دیشب برهن باده رفت

گام تا کی در ره زهد و نکوکاری زنیم

چون زند مطرب ره مستان ببانگ چنگ و تار

چنگ ما در تار زلف ترک تا تاری زنیم

در سرای میفروشان سیم و زر چون بی بهاست

ما بهای جام می را از در زاری زنیم

چون گواهی داده شیخ سبحه زن بر کفر ما

پنجه در پیچ و خم آن زلف زناری زنیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳۹بتقریبی ز ما گاهی ببر نام
  2. شمارهٔ ۲۴۰یک بوسه زلعل لب دلجوی تو خواهم
  3. شمارهٔ ۲۴۱ما راز نهانیم که در قلب جهانیم
  4. شمارهٔ ۲۴۲از قول دوست ما بیکی مرحبا خوشیم
  5. شمارهٔ ۲۴۳چون شود سردی فزون کار می و ساغر کنم
  6. شمارهٔ ۲۴۴بتی شیرین لب اما ترشروی و تند خو دارم
  7. شمارهٔ ۲۴۵باده پیش آر که ما گوش بغوغا ندهیم
  8. شمارهٔ ۲۴۶با سبوی میفروشان دست بیعت داده ایم
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.