پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۴۳

چون شود سردی فزون کار می و ساغر کنم

چون فزونتر گشت، می در ساغر افزونتر کنم

فصل دی چون با حریفان شورش از سرما کند

من بجام و ساغر می شورش دیگر کنم

چون همه صحن چمن در زیر برف آمد نهان

حجره را صد بار از صحن چمن بهتر کنم

چون شعاع خسر و خاور بما گرمی نداد

طعنه ها با جام می بر خسرو خاور کنم

چون بیک محضر فتد سودای من با شیخ شهر

او ز من تسخر کند من نیز از او تسخر کنم

میخرد نقد مرا با وعده فردای حشر

من سفیهم گر چنین بیعی در این محضر کنم

شیخ میگوید که باشد وعده غفران دروغ

کافرم گر این سخن را من از او باور کنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴۵باده پیش آر که ما گوش بغوغا ندهیم
  2. شمارهٔ ۲۴۶با سبوی میفروشان دست بیعت داده ایم
  3. شمارهٔ ۲۴۷ما قدح جز زکف شاهد صادق نزنیم
  4. شمارهٔ ۲۴۸گر میخری شکسته تو خود ما شکسته ایم
  5. شمارهٔ ۲۴۹من بجز کار می و ساقی و ساغر نکنم
  6. شمارهٔ ۲۵۰بار دیگر یارجویان بر در دیار آمدیم
  7. شمارهٔ ۲۵۱ما بدین درگه بامید گدائی آمدیم
  8. شمارهٔ ۲۵۲بیا که روی سوی کوی میفروش کنیم
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.