پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۲

بیا که روی سوی کوی میفروش کنیم

بکوی میکده مانند خم، خروش کنیم

برای محکم و بخت جوان و عزم درست

ز دست پیر مغان جام باده نوش کنیم

هر آنچه حضرت پیر مغان بفرماید

بجان و دیده پذیرا شویم و گوش کنیم

هزار لت ز کف پیر میفروش خوریم

که کف چو خم بدهان آوریم و جوش کنیم

برای مصلحت خویش چند روز، حبیب

بیا متابعت شیخ خرقه پوش کنیم

سزای ماست می ناب، کش بهمت پیر

بجان و دیده و سر نور و مغز و هوش کنیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵۴از باده دوش سخت مخمورم
  2. شمارهٔ ۲۵۵دیشب بیاد چشم تو بیدار بوده ایم
  3. شمارهٔ ۲۵۶ز آبادی به ویرانی رسیدیم
  4. شمارهٔ ۲۵۷بر آن سرم که به کوی مغان سرای کنم
  5. شمارهٔ ۲۵۸بر در میخانه امشب بزم نو آئین کنم
  6. شمارهٔ ۲۵۹روزی فتد آخر که من این دام ببرم
  7. شمارهٔ ۲۶۰من بشیشه درون پری دارم
  8. شمارهٔ ۲۶۱ما فرو مانده در این ره به نخستین قدمیم
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.