پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۴

از باده دوش سخت مخمورم

از درد خمار سخت رنجورم

از باده شدم خراب سخت ای ترک

هم باده کند دو باره معمورم

من مرده ام و توئی سرافیلم

وین باده ناب نفخه صورم

باده بدهم که زنده گردم باز

کز باده بسان مرده گورم

از چنگ و رباب ساز تلقینم

وز باده ناب سدر و کافورم

شاید که کند خدای میخواران

با باده کشان بحشر محشورم

تامی ندهی دو دیده نگشایم

گر می بزنی هزار ساطورم

یکبوسه ربودم از لبان تو

مستم، بهلم نما که معذورم

ای ترک فتاده در لب لعلت

چونان بعسل فتاده زنبورم

برخیزم و زود باز بنشینم

چندانکه کنی ز خویشتن دورم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵۶ز آبادی به ویرانی رسیدیم
  2. شمارهٔ ۲۵۷بر آن سرم که به کوی مغان سرای کنم
  3. شمارهٔ ۲۵۸بر در میخانه امشب بزم نو آئین کنم
  4. شمارهٔ ۲۵۹روزی فتد آخر که من این دام ببرم
  5. شمارهٔ ۲۶۰من بشیشه درون پری دارم
  6. شمارهٔ ۲۶۱ما فرو مانده در این ره به نخستین قدمیم
  7. شمارهٔ ۲۶۲با خراباتیان رهی دارم
  8. شمارهٔ ۲۶۳دلی از نازکی چون شیشه دارم
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.