پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۷

بر آن سرم که به کوی مغان سرای کنم

دو سال کامل خدمت به مغ خدای کنم

به من سپار دل خویش را که در چل روز

منش به میکده، جام جهان‌نمای کنم

ز چشم ساقی و از روی باده دارم شرم

که فصل گل به سوی زهد و توبه رای کنم

یکی ز یاوه‌سرایی ببند لب واعظ

که گوش هوش سوی بانگ چنگ و نای کنم

هزار مرتبه وقت خوشم عزیزتر است

از آنکه گوش به گفتار هرزه‌لای کنم

بتا ز من سخن آموز تا چه طوطی هند

منت به لطف شکرریز و قندخای کنم

شب است و خانقه و وقت صوفیان جمع است

مگر ز قامت تو فتنه‌ای به پای کنم

چو با خدای بود کار بحر و کشتی و موج

مرا چه کار که پوزش به ناخدای کنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵۹روزی فتد آخر که من این دام ببرم
  2. شمارهٔ ۲۶۰من بشیشه درون پری دارم
  3. شمارهٔ ۲۶۱ما فرو مانده در این ره به نخستین قدمیم
  4. شمارهٔ ۲۶۲با خراباتیان رهی دارم
  5. شمارهٔ ۲۶۳دلی از نازکی چون شیشه دارم
  6. شمارهٔ ۲۶۴بگشای در خانه که نره گدائیم
  7. شمارهٔ ۲۶۵خیز تا رخت از این کوی بیکسوی کنیم
  8. شمارهٔ ۲۶۶من صراحی بزیر کش دارم
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.