پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۵

دیشب بیاد چشم تو بیدار بوده ایم

مست از خیال ساغر سرشار بوده ایم

یک عمر صرف مدرسه کردیم و خانقاه

یک عمر نیز بر در خمار بوده ایم

شب در پناه خم بخرابات و صبحدم

اندر حجاب خرقه و دستار بوده ایم

آن کار را که بر سر انکار بوده شیخ

ما صبح و شام بر سر آن کار بوده ایم

مست از شراب ناب و خراب از دو چشم دوست

دور از غرور باده پندار بوده ایم

دانی چرا بمنزل و مقصد رسیده ایم

زودتر ز دیگران، که سبکبار بوده ایم

هم در طواف کعبه و میخانه گشته ایم

هم در شمار سبحه و زنار بوده ایم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵۷بر آن سرم که به کوی مغان سرای کنم
  2. شمارهٔ ۲۵۸بر در میخانه امشب بزم نو آئین کنم
  3. شمارهٔ ۲۵۹روزی فتد آخر که من این دام ببرم
  4. شمارهٔ ۲۶۰من بشیشه درون پری دارم
  5. شمارهٔ ۲۶۱ما فرو مانده در این ره به نخستین قدمیم
  6. شمارهٔ ۲۶۲با خراباتیان رهی دارم
  7. شمارهٔ ۲۶۳دلی از نازکی چون شیشه دارم
  8. شمارهٔ ۲۶۴بگشای در خانه که نره گدائیم
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.