پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۴۷

ما قدح جز زکف شاهد صادق نزنیم

باده در بزم حریفان منافق نزنیم

جوهر صدق و وفاق است می ناب، سزاست

که بجز در نظر یار موافق نزنیم

نز پی شهوت نفسانی و تغییر حواس

جز پی کشف مقامات و حقایق نزنیم

جز بدین جرعه می قطع علائق نشود

تا ننوشیم دم از قطع علائق نزنیم

ما که چشم کرم از حضرت خالق داریم

شرک باشد اگر از بیم خلایق نزنیم

نقد وقت است مرا عشق و چو افتاد بدست

بغنیمت، زنخ از سابق و لاحق نزنیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴۹من بجز کار می و ساقی و ساغر نکنم
  2. شمارهٔ ۲۵۰بار دیگر یارجویان بر در دیار آمدیم
  3. شمارهٔ ۲۵۱ما بدین درگه بامید گدائی آمدیم
  4. شمارهٔ ۲۵۲بیا که روی سوی کوی میفروش کنیم
  5. شمارهٔ ۲۵۳بیا یکدم بگرد دل بر آئیم
  6. شمارهٔ ۲۵۴از باده دوش سخت مخمورم
  7. شمارهٔ ۲۵۵دیشب بیاد چشم تو بیدار بوده ایم
  8. شمارهٔ ۲۵۶ز آبادی به ویرانی رسیدیم
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.