پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۴۸

گر میخری شکسته تو خود ما شکسته ایم

ور خسته میپذیری ما سخت خسته ایم

لطف تو میگشاید اگر کار بسته را

ما پای خود بدست خود ایدوست بسته ایم

ای خضر رهنما نظری کن بما که ما

عمری بشد که بر سر راهت نشسته ایم

ای رستگان ز خویشتن ای بستگان بحق

لطفی بما کنید که از خود نرسته ایم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵۰بار دیگر یارجویان بر در دیار آمدیم
  2. شمارهٔ ۲۵۱ما بدین درگه بامید گدائی آمدیم
  3. شمارهٔ ۲۵۲بیا که روی سوی کوی میفروش کنیم
  4. شمارهٔ ۲۵۳بیا یکدم بگرد دل بر آئیم
  5. شمارهٔ ۲۵۴از باده دوش سخت مخمورم
  6. شمارهٔ ۲۵۵دیشب بیاد چشم تو بیدار بوده ایم
  7. شمارهٔ ۲۵۶ز آبادی به ویرانی رسیدیم
  8. شمارهٔ ۲۵۷بر آن سرم که به کوی مغان سرای کنم
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.