پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۴۹

من بجز کار می و ساقی و ساغر نکنم

در همه عمر جز این مشغله دیگر نکنم

زاهد ار نسیه فردا دهم وعده، بگو

نقد امروز بدان نسیه برابر نکنم

تا بود نغمه مرغ سحر و بانگ رباب

گوش بر موعظه واعظ منبر نکنم

وعده شیخ خیالات دروغ است و محال

گو زنخ کم زن از این وعده که باور نکنم

با تو صد بار سخن گفتم و مغلوب شدی

شرط کردم که دگر باره مکرر نکنم

دل من آینه صاف بود، آینه را

بخیالات محال تو مکدر نکنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵۱ما بدین درگه بامید گدائی آمدیم
  2. شمارهٔ ۲۵۲بیا که روی سوی کوی میفروش کنیم
  3. شمارهٔ ۲۵۳بیا یکدم بگرد دل بر آئیم
  4. شمارهٔ ۲۵۴از باده دوش سخت مخمورم
  5. شمارهٔ ۲۵۵دیشب بیاد چشم تو بیدار بوده ایم
  6. شمارهٔ ۲۵۶ز آبادی به ویرانی رسیدیم
  7. شمارهٔ ۲۵۷بر آن سرم که به کوی مغان سرای کنم
  8. شمارهٔ ۲۵۸بر در میخانه امشب بزم نو آئین کنم
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.