پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۴۵

باده پیش آر که ما گوش بغوغا ندهیم

نقد امروز باندیشه فردا ندهیم

ما نداریم بجز یکدم و این یکدم را

گر دهی ملک ثری تا بثریا، ندهیم

در نثار قدم باده کشان خاک کنیم

نقد عمری که بدنیا و به عقبی ندهیم

جام کیخسرو و آئینه اسکندر را

که دل ماست، بصد کشور دارا ندهیم

وقت ما را مبر ایخواجه ببیهوده سخن

باخبر باش که مازر بتماشا ندهیم

هر چه موجود بود غایت مقصود بود

فکر و اندیشه بتصویر و تمنا ندهیم

دست از ما بکش ایخواجه که ما دست ادب

جز بمینای می و ساغر صهبا ندهیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴۷ما قدح جز زکف شاهد صادق نزنیم
  2. شمارهٔ ۲۴۸گر میخری شکسته تو خود ما شکسته ایم
  3. شمارهٔ ۲۴۹من بجز کار می و ساقی و ساغر نکنم
  4. شمارهٔ ۲۵۰بار دیگر یارجویان بر در دیار آمدیم
  5. شمارهٔ ۲۵۱ما بدین درگه بامید گدائی آمدیم
  6. شمارهٔ ۲۵۲بیا که روی سوی کوی میفروش کنیم
  7. شمارهٔ ۲۵۳بیا یکدم بگرد دل بر آئیم
  8. شمارهٔ ۲۵۴از باده دوش سخت مخمورم
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.