پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۳۸

زر چه باشد که نثار کف پای تو کنم

که سر آن قدر ندارد که فدای تو کنم

سروزر، یا دل و جان، هر چه بگنجینه مراست

بوفای تو نیرزد که بهای تو کنم

بس عزیز است و گرانمایه مرا عمر عزیز

لیکن آن عمر که در کار وفای تو کنم

گر برای من دلخسته رود دور فلک

طوق و یاره زمه و مهر برای تو کنم

از دل و دیده در این خانه دو منزل داری

تا کدامین به پسندی تو که جای تو کنم

خلوت خاص تو کردم دل و از من بپذیر

دیده را نیز که دهلیز سرای تو کنم

لطفها کردی و من هیچ نیارم کردن

در جزای تو، مگر شکر خدای تو کنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴۰یک بوسه زلعل لب دلجوی تو خواهم
  2. شمارهٔ ۲۴۱ما راز نهانیم که در قلب جهانیم
  3. شمارهٔ ۲۴۲از قول دوست ما بیکی مرحبا خوشیم
  4. شمارهٔ ۲۴۳چون شود سردی فزون کار می و ساغر کنم
  5. شمارهٔ ۲۴۴بتی شیرین لب اما ترشروی و تند خو دارم
  6. شمارهٔ ۲۴۵باده پیش آر که ما گوش بغوغا ندهیم
  7. شمارهٔ ۲۴۶با سبوی میفروشان دست بیعت داده ایم
  8. شمارهٔ ۲۴۷ما قدح جز زکف شاهد صادق نزنیم
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.