پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۳۰

بجرم آنکه تو خون کرده ای دل ما را

زنیم بوسه بلعل تو تا بخون آریم

هزار خون تو بگردن گرفته ای، ما دست

بحیرتیم که در گردن تو چون آریم

بچشم نرگس اگر سوی ما چمن نگرد

زبان سوسن او از قفا برون آریم

گرفت لاله قدح، گل گشاده لب بفرح

بیا که باده گلرنگ لاله گون آریم

کنونکه زلف تو سر حلقه مجانین است

سزد که سر همه در حلقه جنون آریم

اگر بشادی عالم غم حبیب حساب

کنند، خلق کم آرند و ما فزون آریم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳۲در این خرمن گدائی خوشه چینم
  2. شمارهٔ ۲۳۳دوش دو بهره نرفته ز شبم
  3. شمارهٔ ۲۳۴ما بیخودان مست که رند و قلندریم
  4. شمارهٔ ۲۳۵ - درباره منزل خود در رود کنگدر رود کنگ دره تنگی گرفته‌ایم
  5. شمارهٔ ۲۳۶ای خواجه با تو من سخنی مختصر کنم
  6. شمارهٔ ۲۳۷گر تو می در خواب خوردی، ما به بیداری زنیم
  7. شمارهٔ ۲۳۸زر چه باشد که نثار کف پای تو کنم
  8. شمارهٔ ۲۳۹بتقریبی ز ما گاهی ببر نام
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.