پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۳۱

بنده ام بنده ولی بیخردم

خواجه با بیخردی میخردم

خواجه خود دید و پسندید و خرید

بود آگاه ز هر نیک و بدم

بنده ام بنده که از فرمان سر

نکشم خواجه بهر سو کشدم

بسلیمان برسانید که من

چون نگین در بکف دیو و ددم

من چو برگ گلم از باد صبا

که بهر سو بوزد میبردم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳۳دوش دو بهره نرفته ز شبم
  2. شمارهٔ ۲۳۴ما بیخودان مست که رند و قلندریم
  3. شمارهٔ ۲۳۵ - درباره منزل خود در رود کنگدر رود کنگ دره تنگی گرفته‌ایم
  4. شمارهٔ ۲۳۶ای خواجه با تو من سخنی مختصر کنم
  5. شمارهٔ ۲۳۷گر تو می در خواب خوردی، ما به بیداری زنیم
  6. شمارهٔ ۲۳۸زر چه باشد که نثار کف پای تو کنم
  7. شمارهٔ ۲۳۹بتقریبی ز ما گاهی ببر نام
  8. شمارهٔ ۲۴۰یک بوسه زلعل لب دلجوی تو خواهم
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.