پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۳۳

دوش دو بهره نرفته ز شبم

از در آمد بت یاقوت لبم

گفتمش کیست بگو، گفت ز حق

به تو من مرحمت بی سببم

گفتمش نادره یا بوالعجبی

گفت هم نادره هم بوالعجبم

گفتمش هان عربی یا عجمی

گفت من نی عجمم نی عربم

ترکیم مست و به فرغانه و چین

میشناسند نژاد و نسبم

گفتمش بوسه به رخ یا به لبت

خوبتر؟ گفت ز سیمین غببم

گفتم اکنونت چه میباید، گفت

دو قدح زادهٔ خاص عنبم

گفتم آرمت یکی مطرب، گفت

نی که من خود طرب اندر طربم

گفتمش سر به چه ره باید داد

گفت مستانه به راه طلبم

گفتم آئین تو و خوی تو، گفت

ترک رعنا قد دیبا سلبم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳۵ - درباره منزل خود در رود کنگدر رود کنگ دره تنگی گرفته‌ایم
  2. شمارهٔ ۲۳۶ای خواجه با تو من سخنی مختصر کنم
  3. شمارهٔ ۲۳۷گر تو می در خواب خوردی، ما به بیداری زنیم
  4. شمارهٔ ۲۳۸زر چه باشد که نثار کف پای تو کنم
  5. شمارهٔ ۲۳۹بتقریبی ز ما گاهی ببر نام
  6. شمارهٔ ۲۴۰یک بوسه زلعل لب دلجوی تو خواهم
  7. شمارهٔ ۲۴۱ما راز نهانیم که در قلب جهانیم
  8. شمارهٔ ۲۴۲از قول دوست ما بیکی مرحبا خوشیم
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.