پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۴

افتد که شبی از کف تو جام ستانیم

چون مست شویم از لب تو کام ستانیم

چون بوسه دهد لعل لب تو بلب جام

ما بوسه لعلت ز لب جام ستانیم

گویند که هرگز نشود بوسه به پیغام

ما بوسه از این گونه به پیغام ستانیم

چون نوبت مستی شود و عربده جوئی

صد بوسه ز لعل تو بابرام ستانیم

تو مست فرو افتی و ما از لب و چشمت

مستانه همی پسته و بادام ستانیم

چندانکه دهی دفع و کنی منع و زنی مشت

بوس از لب لعل تو بدشنام ستانیم

کامی که بهشیاری از او نام نشاید

بردن، گه مستی چو شوی رام، ستانیم

ای ترک اگر زلف تو افتد بکف ما

داد از ستم گردش ایام ستانیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۶مستانه باز تا در میخانه میروم
  2. شمارهٔ ۲۲۷تا بکی همراهی این عقل سرگردان کنم
  3. شمارهٔ ۲۲۸نیمه هشیاریم و یک نیم دگر مستانه‌ایم
  4. شمارهٔ ۲۲۹خداوندا عجب شوریده رائیم
  5. شمارهٔ ۲۳۰بجرم آنکه تو خون کرده ای دل ما را
  6. شمارهٔ ۲۳۱بنده ام بنده ولی بیخردم
  7. شمارهٔ ۲۳۲در این خرمن گدائی خوشه چینم
  8. شمارهٔ ۲۳۳دوش دو بهره نرفته ز شبم
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.