پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱۹

میرود اندیشه عشق تو چون جان در تنم

ای عجب ای جان جان یا من توئی یا تو منم

روزنی افتاده از بام تو اندر کاخ من

مینمائی گاهگاهی مهر چهر از روزنم

چون فروبندی شود تاریک روزم همچو شب

چون گشائی تیره شب گردد چو روز روشنم

ای سحاب رحمت آبی ده بکشت مزرعم

یا بسوز از شعله برقی گیاه و خرمنم

دشمنی دور از تو دارد با همه نزدیکیم

یا توئی یا من که بیرون نیست زین دو دشنم

نی ز روی خوب تو هرگز نیاید دشمنی

دشمن من نیست جز من، دشمن من خود منم

یا چو دیوان بند نه، یا چون ملایک بال ده

ای سلیمان چاره ای فرما، که من اهریمنم

سخت تر شد زاهنم دل چون توئی داود وقت

نرم تر از موم کن با دست قدرت آهنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۱امشب بدر پیر مغان ولوله داریم
  2. شمارهٔ ۲۲۲چنان دیوانه و بیهوش و مستم
  3. شمارهٔ ۲۲۳بخاطر از کسی باری ندارم
  4. شمارهٔ ۲۲۴افتد که شبی از کف تو جام ستانیم
  5. شمارهٔ ۲۲۵ما بپای خم می سر بشکنیم
  6. شمارهٔ ۲۲۶مستانه باز تا در میخانه میروم
  7. شمارهٔ ۲۲۷تا بکی همراهی این عقل سرگردان کنم
  8. شمارهٔ ۲۲۸نیمه هشیاریم و یک نیم دگر مستانه‌ایم
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.