پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۷

خروس صبح زد سبوح و قدوس

فرا کن دیده رازین خواب منحوس

عزیز ملک مصر ای یوسف دل

شوی در چاه زندان چند محبوس

ز بالا سوی پستی میکنی رای

بمقصد چون رسی زین سیر معکوس

چه پوئی چون نکردی طی همه عمر

رهی جز در پی ماکول و ملبوس

بغیر از خوردن و خفتن ندانی

نصیب اینت شد از معقول و محسوس

گر انسان است نامت چون توانی

شدن با دیو و دد همواره مانوس

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۹نه درد جوی و نه اندر هوای درمان باش
  2. شمارهٔ ۲۰۰گفته بودی کز پریشانی شدم چون موی خویش
  3. شمارهٔ ۲۰۱حلقه در گوش چو دف چنگ صفت سر در پیش
  4. شمارهٔ ۲۰۲دل نبندی بچرخ و دورانش
  5. شمارهٔ ۲۰۳بدستم افتد اگر باز زلف پر شکنش
  6. شمارهٔ ۲۰۴ای آفت جان و فتنه هوش
  7. شمارهٔ ۲۰۵تو خواجه‌ای و منت چون غلامِ حلقه‌به‌گوش
  8. شمارهٔ ۲۰۶هر چه آید ز رنج و راحت پیش
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.