پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۴

بر وی درازتر شود این آرزو و آز

چندانکه مردمی بزید در جهان دراز

پند ستوده عرب است آنکه مرد را

گردد جوان چو پیر شود آرزو و آز

بر رشته دراز امل خواجه می تنید

ناگه گسیخت رشته که آمد اجل فراز

راز جهان مجو که نگردد عیان بکس

چندانکه جستجوی کند این نهفته راز

این کاخ استوار شود عاقبت خراب

چندانکه پایدار بود عمر دیر باز

این تازه شاخ چند بر آید ز انبساط

و این نو نهال چند ببالد باهتزاز

خاطر منه بدنیی اگر میروی براه

صورت منه بقبله اگر میکنی نماز

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۶گوهر خود را هویدا کن کمال این است و بس
  2. شمارهٔ ۱۹۷خروس صبح زد سبوح و قدوس
  3. شمارهٔ ۱۹۸نوبتی صبح فرو کوفت کوس
  4. شمارهٔ ۱۹۹نه درد جوی و نه اندر هوای درمان باش
  5. شمارهٔ ۲۰۰گفته بودی کز پریشانی شدم چون موی خویش
  6. شمارهٔ ۲۰۱حلقه در گوش چو دف چنگ صفت سر در پیش
  7. شمارهٔ ۲۰۲دل نبندی بچرخ و دورانش
  8. شمارهٔ ۲۰۳بدستم افتد اگر باز زلف پر شکنش
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.