پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۷

الا تا کی حدیث از عمر و عمار

بزن مطرب رهی از خمر و خمار

حدیث واعظ مسجد شنیدم

ندارد حاصلی جز طول و تکرار

دل ما را بدست آر، ار بزرگی

بزرگی نیست ایشیخ آن دستار

خدا جوئی بی آزاریست ای مرد

برو بیزار شو از مردم آزار

از این می خوردن پنهان ملولم

بنه در کوی خمارم بیکبار

از این تسبیح و دستار آمدم تنگ

ببر تسبیح و دستارم بیکبار

نمیخواهم دگر جور نهانی

ببند از زلف زنارم بیکبار

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۹در دشت مرو بصید نخجیر
  2. شمارهٔ ۱۹۰چه خوش است آنکه شبی از سر شب تا بسحر
  3. شمارهٔ ۱۹۱بر خیز که خاست باد شبگیر
  4. شمارهٔ ۱۹۲خواجه در آرزوی عمر دراز
  5. شمارهٔ ۱۹۳شوریست عجب در سر شوریده سران باز
  6. شمارهٔ ۱۹۴بر وی درازتر شود این آرزو و آز
  7. شمارهٔ ۱۹۵زان طره در هم دل آویز
  8. شمارهٔ ۱۹۶گوهر خود را هویدا کن کمال این است و بس
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.