پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۳

عشق آمد و یکباره ز خود بی خبرش کرد

از زلف پریشان خود آشفته ترش کرد

عشق آمد و درخاطر او رنگ وفا ریخت

از حال دل غمزدگان باخبرش کرد

آن زلف که یک موی نبودش بخطا کار

عشق آمد و برهم زد و زیر و زبرش کرد

زد چنگ بدان طره موزون منظم

صد حلقه و صد سلسله بر یگدگرش کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۵نبیند روی لیلی کس در این دار
  2. شمارهٔ ۱۸۶بر چهره تو طره پیراسته خوشتر
  3. شمارهٔ ۱۸۷الا تا کی حدیث از عمر و عمار
  4. شمارهٔ ۱۸۸ای گشته یک امروز تو از محفل ما دور
  5. شمارهٔ ۱۸۹در دشت مرو بصید نخجیر
  6. شمارهٔ ۱۹۰چه خوش است آنکه شبی از سر شب تا بسحر
  7. شمارهٔ ۱۹۱بر خیز که خاست باد شبگیر
  8. شمارهٔ ۱۹۲خواجه در آرزوی عمر دراز
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.