پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۵

دوش ترک مست ما با طره آشفته بود

چهر گلگونش بسان سرخ گل، بشکفته بود

نرگس مستانه اش از بیخودی تا نیمه شب

نیمه ای بیدار بود و نیم دیگر خفته بود

پسته خاموش او با باده نوشان خراب

در مقام بیخودی ناگفتنی ها گفته بود

می کشید و رام شد از سرکشی آرام شد

نیمه شب آشفته و وقت سحر آلفته بود

وقت آن عاشق خوش و فرخنده کش تا نیمه شب

حقه یاقوت با الماس مژگان سفته بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۷چشم مست تو مگر باز چه در سر دارد
  2. شمارهٔ ۱۷۸لطف تو سنگ را بنظر گوهر آورد
  3. شمارهٔ ۱۷۹این همه آشوب و غوغا بر سر کوی تو چند
  4. شمارهٔ ۱۸۰نگینی گر بدست جم نباشد
  5. شمارهٔ ۱۸۱باده نوشان بیخود از جام تواند
  6. شمارهٔ ۱۸۲بهار شد که جهان خرمی ز سر گیرد
  7. شمارهٔ ۱۸۳عشق آمد و یکباره ز خود بی خبرش کرد
  8. شمارهٔ ۱۸۴میرود نیسان و میآید ایار
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.