پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۰

نگینی گر بدست جم نباشد

ز دست جم نگینی کم نباشد

سلیمان را سلامت، خاتم ار نیست

سلیمانی بدین خاتم نباشد

من از خود عالمی دارم که اندوه

ندارم، گر همه عالم نباشد

سخن با محرمی دارم که این راز

سزای گوش نامحرم نباشد

اگر گلچین گلی از باغ ما چید

بیک گل باغ ما خرم نباشد

بجز ماتم نباشد سور گیتی

خوشا روزی که این ماتم نباشد

مده یکدم خوشی را با دو عالم

که دو عالم جز این یکدم نباشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۲بهار شد که جهان خرمی ز سر گیرد
  2. شمارهٔ ۱۸۳عشق آمد و یکباره ز خود بی خبرش کرد
  3. شمارهٔ ۱۸۴میرود نیسان و میآید ایار
  4. شمارهٔ ۱۸۵نبیند روی لیلی کس در این دار
  5. شمارهٔ ۱۸۶بر چهره تو طره پیراسته خوشتر
  6. شمارهٔ ۱۸۷الا تا کی حدیث از عمر و عمار
  7. شمارهٔ ۱۸۸ای گشته یک امروز تو از محفل ما دور
  8. شمارهٔ ۱۸۹در دشت مرو بصید نخجیر
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.